یادداشتهای من


من به ائتلاف اصلاح طلبان رای میدهم

ارسال شده به بلاگ توسط مدیر درتاریخ ۲۰ اسفند, ۱۳۸۶

من کاری ندارم که نظر بقیه چیه و هر کی برای خودش نظرش محترم.

بحثی هم ندارم و نمی خوام نظرمو تحمیل کنم ، ولی تصمیم دارم که حتما رای بدم و به اصلاح طلبان هم رای بدم.لیستی که در زیر آمده لیست دارای دو بخشه ، بخش اول که زمینه طوسی داره ، کاندیدا های اصلاح طلبان هستند و بخش دوم که زمینه سفید داره کاندیداهای مشترک ائتلاف اصلاح طلبان با حزب اعتماد ملی است . ضمنا کدهای انتخاباتی هم جلوشون نوشته شده که در صورت نیاز استفاده بشه ، لطفا روز جمعه پرینت این لیست رو با خودتون داشته باشید و برای دوستاتون هم ارسال کنید .

ضمنا نظر این مطلب رو هم میبندم که شر و ور کسی نفرسته !

دریافت فایل PDF جهت پرینت

 

 

 ۵۷ب۳۴۶ محمود دعایی ۱
۶۹ج۱۳۴ نرگس کریمی ۲
۵۶ج۱۲۶ محمد اشرفی اصفهانی ۳
۷۹الف۲۳۷ سهیلا جلودارزاده ۴
۷۹ج۲۴۶ محمد جمشیدی گوهری ۵
۶۷الف۱۲۷ حسن خلیل آبادی ۶
۶۸ب۲۶۷ علیرضا رحیمی ۷
۵۷ب۲۶۷ سید حبیب عجایبی ۸
۵۸ب۲۶۷ طیبه گلپايگاني ۹
۶۷ب۳۴۵ علیرضا محجوب ۱۰
۷۹الف۱۲۷ سعید معید فر ۱۱
۶۹ب۴۶۷ فرحناز مینایی پور ۱۲
۷۹ج۲۳۷ سيد افضل موسوي ۱۳
۶۹ج۲۳۵ نيره اعظم خوش خلق سيما ۱۴
۷۹ج۳۶۷ حسن عابدي جعفري ۱۵
۵۷الف۲۶۷ افشين حبيب زاده ۱۶
۵۷ب۲۳۵ سيد كامل تقوي نژاد ۱۷
۵۹الف۲۵۷ جواد اطاعت ۱۸
۵۷الف۱۳۶ اسحاق جهانگيري ۱۹
۶۹ج۳۴۶ وحيد محمودي ۲۰
۵۷الف۵۶۷ الياس حضرتي ۲۱
۵۶ج۲۴۶ محمد قمي ۲۲
۷۹ج۳۴۶ بهزاد قره ياضي ۲۳
۵۶ب۲۳۴ سید محمد صدر ۲۴
۵۹ب۱۳۶ عباسعلي زالي ۲۵
۶۹ج۱۲۶ نجفقلي حبيبي ۲۶
۸۹الف۱۳۵ الهه راستگو ۲۷
۷۹ب۲۳۶ مجيد انصاري ۲۸
۶۹الف۲۶۷ ابوالفضل شكوري ۲۹
۷۹ج۲۶۷ اسدالله كيان ارثي ۳۰

 

Comments Off

کامران نجف زاده > فرزاد حسنی

ارسال شده به بلاگ توسط مدیر درتاریخ ۱۳ شهریور, ۱۳۸۶

این دو تا مجری تلویزیون رو حتما میشناسید .

کامران نجف زاده و فرزاد حسنی

هر چی این کامران نجف زاده و گروهش مسلط و حرفه ای هستند ، این فرزاد حسنی و گروهش غیرحرفه ای و دارای خودباوری و غرور کاذب .

کامران نجف زاده و همکارانش واقعا گزارشهای خوب در کمال احترام برای طرف مقابل و با نوآوری تهیه میکنند ، دیشب وقتی توی جمع نخبگان از یکی از نخبگان سوال کرد کیف کردم . وسط مصاحبه و در کما خونسردی از طرف پرسید : اگر در یک مسابقه دو از نفر دوم جلو بزنی ، چندم میشی ؟ و اون دوستمون گفت اول ! و جواب درست نفر دوم بود . خیلی جالب و حرفه ای مطرح کرد .

این فرزاد حسنی که خدا بده برکت ، از نظر تیپ که فکر میکنه برادپیته ، خودشو میگیره و فکر میکنه خیلی هم خوش تیپه ، توی برنامه ای که داشت با سردار رادان صحبت میکرد ، اینقدر بی احترامی کرد و تیکه انداخت که من هم شاکی شده بودم ، چه برسه به رادان . ولی یک حرفی توی یکی از برنامه هاش زد که احتمالا درسته : در یک برنامه که داشت دامدار نمونه ای رو معرفی میکرد گفتش که این خانوم یک گوسفند گرفته و ۱۰۰ تا تحویل داده و در ادامه گفت که اگر فرزاد حسنی رو بدن بهش حتما ۳۰ تا تحویل میده - جالب اینه که ادعا میکنه تا حالا گاف نداده ! 

پوستر های ناجا برای مبارزه با مدگرائی و بد حجابی

ارسال شده به بلاگ توسط مدیر درتاریخ ۱۲ شهریور, ۱۳۸۶

ناجا طرح های جالبی برای پوسترهای مبارزه با مدگرائی و بد حجابی طراحی و تکثیر کرده که در زیر می بینید . نکته جالب ، توجه موشکافانه دوستان به افراد بد حجابه که حتی نقاشی این افراد رو هم بسیار تحریک آمیز کرده .

 

 

استمداد از ملت ” یکی به من بگه این چیه ؟ “

ارسال شده به بلاگ توسط مدیر درتاریخ ۲۱ فروردین, ۱۳۸۶

مدت زیادی بود که هیچ پستی نداشتم . فکر کنم علت رو پیدا کردم ، حقیقت اینه که این یارو که نمیدونم چیه ، جادو ، طلسم ، دعا یا هر چیز دیگری که هست ، توی خونم پیدا کردم ، هر کسی که میدونه چیه لطف کنه و به من بگه .

وای از دست این جماعت خرافاتی !

قضیه : “پدر سوخته “

ارسال شده به بلاگ, امثال و حکم باستانی توسط مدیر درتاریخ ۲۱ مهر, ۱۳۸۵

یکی از اصطلاحاتی که زیاد میشنویم و من خیلی علاقه داشتم بدونم از کجا اومده ، ” پدر سوخته ” است ، دوست داشتم بدونم از کجا اومده و یعنی چی ؟

دیروز وقتی سوار تاکسی شدم ، یک نفر که به نظر دارای اطلاعات و مطالعه زیاد بود ، مطلبی رو نقل کرد که جالب بود و من این مطلب رو به نقل از اون فرد که اسمش رو هم نمودونم نقل میکنم ، طرف میگفت :

” وقتی که در زمان یزدگرد عربها به ایران حمله کردند و ایران رو فتح کردند ، مردم ایران رو که دارای دین زرتشت بودند آتش پرست و کافر نامیدند و اونها رو مجبور کردند که به دین اسلام روی بیاورند . در این میان گروهی خودشان به دین اسلام گرویدند و گروهی هم از ترس مسلمان شدند ، چون می دیدند که افرادی که مسلمان نشوند را میکشند . اعراب افرادی را که مسلمان نمی شدند ، مردها و سرپرست خانواده را در آتش میسوزاندند تا دیگران یاغی گری نکنند ، و زنان آنها را به کنیزی و بچه ها را برای نوکری و کلفتی می بردند . این بچه ها بزرگ شدند و در خانه اعراب کار میکردند و خود اعراب هم بچه هائی هم سن اونها داشته اند ، وقتی ازصاحب خانه میپرسیدند که این بچه تو است (کلفت و نوکرها)، میگفته : ” نه ، این پدر سوخته است ” یعنی بچه ما نیست ، نوکر و کلفتی است که پدرش در جریان فتح ایران سوزانده شده است و به این نوکر و کلفت ها میگفته اند : “پدر سوخته ” .

نمی دونم چقدر صحت داره ، ولی اون کسی که این مطلب رو نقل کرد آدم جالب و با معلوماتی بود . اگه کسی منبعی برای این مطلب میشناسه ، لطفا بگه .

صفحه بعد »